هدف چیست؟
مقاله :هدف
نوشته :دکترنادر اسدالهی
ماهمانی هستیم که می اندیشیم .
آنچه ازما سرمی زندازافکارماست.
ما با افکارمان جهان رامی سازیم.
(اوشو)
بدانیم که هدفمندان کسانی هستند که با انگیزه زندگی می کنند و می دانند از زندگی چه می خواهند و مشتاقانه به دنبال هدف خود میباشند.
(اما من می گویم هدف یعنی آروزی بزرگ و یا کوچک ،اما دست یافتنی، امید یعنی حیات ، حیات یعنی زندگی، زندگی یعنی شور، نشاط ، تلاش، یعنیعشق،
عشق یعنی از خود گذشتن و به معشوق رسیدن و به معشوق رسیدن یعنی مبارزه) مولف کتاب استاد نادر اسدالهی
داشتن فلسفه وهدف محکم ومنطقی در زندگی , (ورزش و هنرهای رزمی )یکی از بزرگترین مبحث کلی بوده و می باشد که در فلسفه من تلاش ،کوشش،صبر،بردباری،ایستادگی ،از خود گذشتگی ، امیدبه موفقیت وآینده و مبارزه دربرابر سختیها ،تواضع در ورزش و زندگی ،عدالت در رفتار،گفتار ،کردار،و قدرت درتمامی مراحل زندگی می باشد که یکی از بزرگترین آرزوهای من و شما و تمام بشریت بوده وهست. باید بدانیم که داشتن قدرت بدون علم به عمل وتواضع معنی ندارد وداشتن تواضع بدون قدرت معنی ندارد ،پس بیائیم تلاش نمایئم هرسه رایک جا داشته باشیم.
به ظاهر همه انسانها دارای هدف و انگیزه هستند. در حالی که گروه کثیری آرزوها و رؤیاهای خود را با هدف اشتباه می گیرند و بدین علت اکثراً درسفر شگفتانگیز زندگی، در برخورد با مشکلات و حوادث ناگوار، معمولاً روحیه خود را باخته و دائماً از روزگار و ناراحتیهای پیش پا افتاده گلایهکرده و ناله سر میدهند . در حالی که اگر کسی هدف داشته باشد و با انگیزه زندگی کند، در مقابل مشکلات و حوادث نامساعد تسلیم نشده و موانع رابا شهامت و تلاش فراوان و با صبوری و شادابی یکی پس از دیگری از پیش پای خود بر می دارد. افراد موفق پس از تعیین هدف یا مشخص وشفاف نمودن ان، با عمل و پشتکار، رؤیاهای خود را به واقعیت تبدیل می سازند. در حقیقت، اولین قدم برای رسیدن به هدف داشتن عزمی محکم است.
بعضیها، هدف دارند، ولی این هدفها آنقدر نامشخص و کلی هستند که راههایی برای نیل به آنها نمایان نیست ! موفق وپیروز و خوشبخت کسانی هستند که باانگیزه زندگی می کنند و میدانند چه میخواهند و مشتاقانه دنبال هدف خود میباشند.
موریس مترلینک میگوید آدمی ساخته افکار خویش است. فردا هما ن خواهد شد که امروز به آن میاندیشیده است. در حقیقت، هر کس، نویسنده، تهیه کننده وسازنده(کارگردان) افکار و تصاویر ذهنی خود می باشد. و همواره بر این مبنا عمل میکند.
آبراهام لینکلن در مورد هدف چنین گفته: اگر بدانیم کجا هستیم، کجا می رویم و به چه وسیله میرویم، یکی از مشکلات خود و اجتماع بر طرف می شود.
به طور کلی، راز موفقیت هر فرد در این است که برای خود هدف تعیین کرده و آن را دائماً در ذهن خود مجسم ساخته و جزء باورهایخود قرار دهد. قاطعانه می توان گفت اگر بدانیم دنبال چه چیزی بوده و از راه صحیح آن برویم، با داشتن هدف و عقیده محکم و شفاف حتماً آن رابه دست خواهیم آورد، هرانچه که سخت ودست یافتنی هم که نباشد.
گروهی هستند که آنقدر سرگرمی و مشغولیت یا گرفتاری و مشکلات دارند که فرصت اندیشیدن به هدفهای خود را ندارند و یا آن قدر آروزیهای دور و دراز دارند که جز خستگی روحی و جسمی، چیزی عایدشان نمیشود.
گروه دیگر کسانی هستند که، فرصت فکر کردن دارند ولی دچار ذهنی بی هدف اند گاهی این خلأ چنان در وجود آنها رخنه می کند که حتی میل،شور و شوقی به زندگی را که یک امر فطری و طبیعی است از دست میدهند!
بسیاری از مردم دارای شور و عشق هستند، اما به علت آن که درباره توانایی و کارایی خود،عقاید محدودی دارند، دست به عملی که رویاهای آنها راتحقق بخشد نمیزنند!
بیشتر مردم امیدوارند که ناگهان بخت در خانه شان را بکوبد و فرشته اقبال دشمنان را نابود کندو در یک چشم بر هم زدن به آنها (پول ، ثروت،افتخار، شهرت) ویا چیزهای دیگرهدیه کند!
آنها با شور و اشتیاق به روزی چشم دوختهاند و بیتابانه در انتظارند تا باز نشسته شده و در جای خوش آب و هوا زندگی کنند ... ولی اگر از آنهابپرسید که چگونه به چنین آرزویی جامه عمل خواهند پوشانید؟ جواب میدهند: نمیدانیم!
گروهی از انسانهاتحت تأثیر هر عاملی که جذبه داشته باشد، قرار می گیرند و به سوی آن کشیده می شوند حتی اگر در مسیر تباهی، فساد، نیستی ونابودی باشد و اینان در جستجوی یک سعادت خیالی، دچار هزاران بدبختی و مصیبت میشوند!
به ظاهر همه انسانها، افکار و رؤیاهای پراکنده در سردارند! ولی بسیاری از آنها (هدفمند) نبوده و با انگیزه زندگی نمی کنند و از این نعمت بزرگ محرومند در حقیقت بسیاری از افرادی که در کار و زندگی موفق نمی شوند. به این سبب است که اصولاً هدفهای مشخصی را پیگیری نمی کنند و درواقع اصلاً هدفی ندارند تا به آن برسند اینان در تخیلات خوش غرق هستند بدون اینکه قدم عملی بردارند، چون دامنه آرزوهای بشری حد و مرزینداشته و بیانتهاست
! لذا خوشبخت کسی است که با انگیزه زندگی کرده و بداند چه میخواهد و هدفش را با شور و اشتیاق دنبال کرده و قدمهایعملی ومحکم بردارد.
هدف مهمترین عاملی است که به زندگی انسان جهت و معنی و مفهوم میبخشد. آدمهای موفق لزوماً شایستهترین، سالم ترین و یاباهوشتریننیستند، بلکه کسانی که هدف دارند و برای رسیدن به هدف خویش تلاش می کنند آدمهای موفق هستند. این گروه از انسانها اهدافی روشن ونیرومند دارند و همه امکانات موجود را در جهت تحقق اهداف خود به کار میگیرند! اینان ثابت قدم و خستگی ناپذیرند! هیچ چیز آنها را از هدفشانباز نمیدارد! دائم در تلاش و کوششند تا به اهداف خود نزدیک شوند و در این راه آرام و قرار نداشته و سر از پا نمیشناسند. تا به هدف برسند وهمواره این افراد عادی هدفدار هستند که زندگی معمولی را به شاهکاری بزرگ تبدیل میکنند.
ناپلئون میگوید پیروزی نصیب کسانی میشود که پیش از همه استقامت دارند.
بسیاری از انسانها، فکر میکنند که اگر فلان کس شاد و سرحال و موفق است به دلیل خوش شانسی بوده و بخت با او یار بوده است! در حالی که اگرکسی در کار اجتماعی موفق میشود اگر کسی دانشمند میگردد اگر کسی به ثروت افسانهای دست پیدا میکند و اگر کسی به بزرگ ترین قهرمان تبدیل میشود ویا به بالاترین مقام دست می یابد، به این دلیل است که او:اولاً اهداف معین و مشخص داشته و ثانیاً برای دستیابی به اهداف خویش ثابت قدم و خستگی ناپذیر بوده و در رسیدن به آن از هیچ تلاش و کوششو حتی فداکاری مضایقه نداشته است. یکی از ویژگیهای انسانی آنها صبروبردباری است. برای انسانهای موفق شکست اهمیت ندارد. بلکه نتیجهشکست مهم است، به علاوه شکست به عنوان یک تجربه جدید یا تلقی مثبت و سازنده محسوب میشود. حتی به نظر آنان هر تجربه خود یکموفقیت به حساب میآید خیلی از انسانهای موفق قادر شدهاند که شکستهایشان را به پیروزیهای بزرگ و کوچک تبدیل کنند بنابراین انسانهایی موفق و کامیاب میشوند که ( هدفمند) باشند در اقدام به عمل از شکست نهراسیده و هر گونه عدم موفقیت را به عنوان تجربه پذیرا باشند. بهطور کلی موفقیت یک امر تصادفی نیست،
روش و شیوههای منطقی وجود دارد که در دسترس همه بوده و همه میدانند از نیروی معجزه آسا و شگفتانگیز درون خویش بهره برده و زندگیخود را به شاهکاری بیهمتا مبدل سازند! مردان برتر و موفق، راه ثابتی را برای موفقیت در پیش میگیرند.برای ورزشکاران موفق نه تنها دانش علوم عملی وفیزیکی نیاز دارد بلکه دانش علوم تئوری وعلمی نیز لازم وحیاتی میباشد ودرغیر این صورت هرگز به هدف صحیح نخواهید رسید.
قدم اول : هدف خود را مشخص کرده و می دانند که چه می خواهند و نتیجه دلخواه را نیز پیشبینی می کنند.
قدم دوم: انجام عمل است، باید قدمهای عملی وعلمی برداشت تا ما را به هدف دلخواه برساند .
قدم سوم:کنترل در مسیر هدف است. اعمالی که ما می کنیم همیشه ما را به نتیجه مطلوب نمی رساند. لذا یافتن راهی برای کنترل نتایج و بازتابهایاقدامات خود و اینکه آیا در مسیر هدف پیش رفتهایم یا نه؟ و بفهمیم کارهایی که می کنیم ما را به هدف نزدیک می کند و یا از آن چه که هست دور می سازد؟ اگرنتایج و دستاوردهای اقدامات، دلخواه نباشد و فکر کنیم که اعمال و رفتار ما چه نتایجی به بار آورده و چه تجربههایی به ما آموخته است؟
قدم چهارم: انعطافپذیری و تصحیح مسیر و ایجاد نرمش برای تغییر رفتار است که ما را به نتیجه مورد نظر برساند. انسانهای برتر سرمشق وشکست خوردهها، عبرت دیگران هستند .افراد موفق می دانند که هیچ کس ازشکم مادر (برنده) یا (بازنده) زاییده نمی شود، برندگی یا بازندگی نتیجةتفکر و کردار وتلاشهای خود ماست و می دانند که تنها با عمل و پشتکار می توان رؤیا های خود را به حقیقت تبدیل نمایند. و میدانند هدفمند بودن ،
مشکلات را آسان و زندگی را شیرین و با نشاط میسازد. و میدانند اگر بخواهند کاری انجام دهند حتماً راهی وجود دارد. و می دانند اگر واقعاً معتقدباشند می توانند، حتماً می توانند و موفق می شوند!
حال ببینیم چه هدفهایی را دنبال کنیم تا پیروز واقعی به حساب بیاییم.
بیشتر مردم امیدوارند ناگهان بخت در خانهشان رابکوید و فرشتة اقبال دستشان را بگیرد و در یک چشم بر هم زدن به آنها (پول و ثروت ، شهرت ،افتخارو.... هدیه کند !
پیروزی حقیقی چیزی جز برتری و فضیلت نیست زمانی ما آدم موفق به حساب میآییم که مغز خود را با افکار مثبت و سازنده مجهز سازیم و با بهکار گرفتن استعدادهای نامحدود خویش که در درون ما نهفته است در راه سازندگی، خدمت به جامعه و برای انسانیت و خوشبختی انسانها و داشتنرفتار نیک و محبتآمیز با دیگران و ... قدم برداریم. در چنین شرایطی است که آرامش باطنی و احساسخوشبختی از آن ماست. اگر ثروت و قدرت توأم با سازندگی،نوع دوستی و اشتیاق کمک به دیگران نباشد منجر به تباهی انسان خواهد شد.
(تولستوی) میگوید: هدفی که تنهانفع شخصی در آن منظور باشد شرافتمندانه نیست.وهرگزبه مقصد نمی رسد.
(افلاطون) میگوید: سعادت و خوشبختی دیگران را خواستن بزرگترین خوشبختی است و هر کس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد، بالاخرهسعادت خویش را هم به دست خواهد آورد.
یک سخن گوهربار از حضرت محمد (ص) بهترین مردم سودمندترین آنان به حال دیگران هستند.
پس بیاییم هدفی منطقی ومحکم داشته ،تا بتوانیم درمسیر زندگی پیروز وموفق باشیم .تلاش نمائیم برای رسیدن به هدف هایمان ،سربلند شویم.
کنفسیوس می گوید:مردان بزرگ به خود سخت می گیرند اما مردان کوچک به دیگران؟
داشتن روحی بزرگ ،نیاز به هیچ چیز ندارد ،بلکه فقط کمی خود باوری می خواهد وتلاش،باشد که روزی مردان وزنان تمامی دنیا روحی بزرگ،ازاد،سربلند،موفق وپیروز دارا باشند.
بیائیم روح وروانمان را با عبادت به یگانه هستی عالم سیقل دهیم.
بیائیم فکر روح وروانمان را با روشهای مختلف تمرکز وتمرگز فکری اماده سازیم، که در زبانهای مختلف به انها می گویند ذن ،دهارانا ، مراقبه ، مدیتیشن ، ویا به زبان ساده بگویم تفکر واندیشه نمائیم .(روحمان را سیقل دهیم)
اگر مبارزی بخواهد که در تمامی میادین مسابقات زنگی موفق وپیروز شود باید به نکاتی که اشاره می نمایم توجه بسیاری داشته باشد ،فلسفه مبارزه یعنی انکه کسی که دارای هدف مشخص وبرنامه ای برای ان دارد باید ،روزانه دو تا شیش ساعت تمرین مفید فیزیکی و علمی داشته باشد چراکه تمرین فیزیکی خالی به هیچ دردی داوا نه خواهد نمو د ویا همین طور دروس علمی بدون تمرینات فیزیکی به کار نمی اید . کسی که بخواهد موفق شود بدون راهنما نباید قدمی بردارد چراکه پیری میگوید ،بی پیر مرو به خرابات که هرچند اسکندر زمانه باشی ،اری این یک حقیقت بسیار بزرگیست که باید قبول کنیم در رسیدن به قله های موفقیت و پیروزی باید استادی دانا پرتجربه ودانشمند، دولسوز همواره ما را راهنمای وهدایت نماید تا بتوانیم سربلند وسرفراز ائیم.
اگر مبارزی (فایتر) دو دقیقه مبارزه داشتید باید خود رابرای چهار تا شیش دقیقه مبارزه اماده کنید واگر دو راند دو دقیقه ای داشتید پس باید خود را برای شیش تا ده دقیقه مبارزه تمرین اماده نمائید واگر سه راند مبارزه داشتید خود رابرای ده تانوزده دقیقه اماده کنید و به همین این ترتیب هم باید تقسیم بندی کنید.
بدون امادگی روحی وروانی وفیزیکی وفنی هرگز پا به مبارزه ات اماتور ویا حرفه ای نه گزارید ،چراکه هرگز موفق نخواهید شد بلکه از نظر روحی ،روانی وجسمی هم اسیب خواهید دید،ویک خاطره بسیار تلخی هم به جا خاهید گزاشت.
برای یک مبارز نه تنها تمرین ،تغذیه،استاد دانشمندو دل سوز ،ودانش فنون رزمی وغیره می خواهد بلکه تمام مجموعه قواعد واصول دانش رزمی وعلمی وتاکتیکی ،تکنیکی،تلاش برای پیروزی ،را نیاز دارد.
ومن میدوارم شما دوستان گرامی همیشه پیروز و موفق وسرفراز سربلند وبا اعتماد به نفس حرکت کنید.
انسان ،مجموعه ای از آنچه دارد.
نیست بلکه مجموعه ای است از آنچه ندارد.
اما می تواند داشته باشد.
سارتر
تقدیم به کسانی که به من آموختن
نادر اسدالهی
تبریز
1376/06/01
HEDEF NEDİR?
Makale: Hedef
Yazan: Prof. Dr. Nader Asadollahi
Düşündüğümüz şeyiz biz.
İçimizden taşan şey, düşüncelerimizdir.
Düşüncelerimizle dünyayı inşa ederiz.
(Osho)
Bilelim ki hedef sahibi olanlar, motivasyonla yaşayan, hayattan ne istediklerini bilen ve hedeflerinin peşinden şevkle giden kişilerdir.
(Ancak ben derim ki hedef, büyük ya da küçük bir hayaldir — ama ulaşılabilir. Umut, hayattır; hayat, yaşamdır; yaşam, coşku, neşe, çabadır; aşktır. Aşk, kendinden vazgeçmek ve maşuğa kavuşmaktır; maşuğa kavuşmak ise mücadeledir.) — Kitabın yazarı Prof. Dr. Nader Asadollahi
Hayatta sağlam ve mantıklı bir felsefe ve hedefe sahip olmak (spor ve dövüş sanatları), benim felsefemde en büyük konulardan biri olmuştur ve olmaktadır: çaba, gayret, sabır, tahammül, direniş, fedakârlık, başarıya ve geleceğe umut, zorluklara karşı mücadele, sporda ve hayatta alçakgönüllülük, davranışta, sözde ve eylemde adalet ve hayatın tüm aşamalarında güç. Bu, benim, sizin ve tüm insanlığın en büyük arzularından biri olmuştur ve olmaktadır. Bilmeliyiz ki güce sahip olmak, ilim, amel ve alçakgönüllülük olmadan anlamsızdır; alçakgönüllülüğe sahip olmak da güç olmadan anlamsızdır. Öyleyse gelin çaba gösterelim, bu üçünü bir arada bulundurmaya çalışalım.
Görünüşte tüm insanlar hedef ve motivasyona sahiptir. Ancak büyük bir grup, arzularını ve hayallerini hedefle karıştırır ve bu nedenle çoğu, hayatın olağanüstü yolculuğunda sorunlar ve talihsiz olaylarla karşılaştığında genellikle moralini kaybeder ve sürekli kaderden ve önemsiz sıkıntılardan şikâyet edip yakınır. Oysa bir kişi hedefi olsa ve motivasyonla yaşasa, sorunlar ve olumsuz olaylar karşısında teslim olmaz ve engelleri cesaretle, büyük çabayla, sabırla ve neşeyle birer birer önünden kaldırır. Başarılı insanlar, hedefi belirledikten veya onu net ve şeffaf hale getirdikten sonra eylem ve azimle hayallerini gerçeğe dönüştürürler. Aslında hedefe ulaşmanın ilk adımı, güçlü bir kararlılığa sahip olmaktır.
Bazıları hedefe sahiptir, ancak bu hedefler o kadar belirsiz ve geneldir ki onlara ulaşmanın yolları görünmez! Başarılı, muzaffer ve mutlu olanlar, motivasyonla yaşayan, ne istediklerini bilen ve hedeflerinin peşinden şevkle giden kişilerdir.
Maurice Maeterlinck der ki: İnsan, kendi düşüncelerinin eseridir. Yarın, bugün üzerinde düşündüğü şey olacaktır. Aslında herkes, kendi düşüncelerinin ve zihinsel imgelerinin yazarı, yapımcısı ve yönetmenidir. Ve her zaman bu temelde hareket eder.
Abraham Lincoln hedef hakkında şöyle demiştir: Nerede olduğumuzu, nereye gittiğimizi ve neyle gittiğimizi bilirsek, kendimizin ve toplumun sorunlarından biri çözülür.
Genel olarak, her bireyin başarısının sırrı, kendisi için hedef belirlemesi, onu sürekli zihninde canlandırması ve inançlarının bir parçası haline getirmesidir. Kesin olarak söylenebilir ki, neyin peşinde olduğumuzu bilir ve doğru yoldan gidersek, sağlam ve net bir hedef ve inanca sahip olarak ona mutlaka ulaşırız — ne kadar zor ve ulaşılmaz olursa olsun.
Bir grup, o kadar çok meşguliyet, uğraş, sıkıntı ve sorun içindedir ki hedeflerini düşünmeye fırsatları yoktur; ya da o kadar uzak ve bitmek bilmeyen arzuları vardır ki bunlardan sadece ruhsal ve bedensel yorgunluk elde ederler.
Başka bir grup ise düşünmeye fırsatı olan ama hedefsiz bir zihne sahip olanlardır. Bazen bu boşluk onların varlığına o kadar işler ki, hayata karşı duyulan arzu, coşku ve şevki — ki bu doğal ve fıtri bir şeydir — bile kaybederler!
Birçok insan coşku ve aşka sahiptir, ancak kendi yetenekleri ve kapasiteleri hakkında sınırlı inançlara sahip oldukları için hayallerini gerçekleştirecek eyleme geçmezler!
Çoğu insan, aniden talihin kapılarını çalmasını ve şans meleğinin düşmanları yok etmesini ve bir göz kırpmasıyla onlara (para, servet, şeref, ün) veya başka şeyler hediye etmesini umar!
Onlar şevk ve heyecanla bir günü bekler ve sabırsızca emekli olup güzel ve ferah bir yerde yaşamayı beklerler... Ama onlara bu arzuyu nasıl gerçeğe dönüştüreceklerini sorsanız, cevap verirler: Bilmiyoruz!
Bir grup insan, çekiciliği olan herhangi bir faktörün etkisi altına girer ve ona doğru çekilir — yol yıkım, fesat, hiçlik ve yok oluşa çıksa bile. Bunlar hayali bir mutluluk peşinde binlerce mutsuzluk ve felakete düşerler!
Görünüşte tüm insanların kafasında dağınık düşünceler ve hayaller vardır! Ancak çoğu hedef sahibi değildir ve motivasyonla yaşamaz ve bu büyük nimettten mahrumdur. Aslında iş ve hayatta başarısız olan birçok kişi, temelde belirli hedefleri takip etmedikleri ve aslında ulaşacakları bir hedefleri olmadığı için başarısız olurlar. Bunlar güzel hayallere dalıp giderler, pratik bir adım atmadan — çünkü insan arzularının sınırı yoktur ve sonsuzdur!
Bu nedenle mutlu olan kişi, motivasyonla yaşayan, ne istediğini bilen, hedefini şevk ve heyecanla takip eden ve pratik ve sağlam adımlar atan kişidir.
Hedef, insan hayatına yön, anlam ve mana veren en önemli faktördür. Başarılı insanlar mutlaka en liyakatli, en sağlıklı veya en zeki değildir; aksine hedefi olan ve hedefine ulaşmak için çaba gösteren kişiler başarılı insanlardır. Bu grup insanlar net ve güçlü hedeflere sahiptir ve mevcut tüm imkânları hedeflerinin gerçekleşmesi için kullanırlar! Bunlar kararlı ve yorulmazdır! Hiçbir şey onları hedeflerinden alıkoyamaz! Hedeflerine yaklaşmak için sürekli çaba ve gayret içindedirler ve bu yolda durup dinlenmezler, başlarını ayaklarından ayırt edemezler. Hedefe ulaşana kadar... Ve her zaman bu sıradan hedef sahibi insanlar, sıradan bir hayatı büyük bir şahesere dönüştürürler.
Napolyon der ki: Zafer, herkesten önce direnenlere nasip olur.
Birçok insan, falanca kişinin mutlu, neşeli ve başarılı olmasının nedeninin şans olduğunu ve talihin ondan yana olduğunu düşünür! Oysa bir kişi sosyal işte başarılı olursa, bir kişi bilim insanı olursa, bir kişi efsanevi bir servete ulaşırsa, bir kişi en büyük şampiyona dönüşürse veya en yüksek makama ulaşırsa, bunun nedeni şudur: Birincisi, belirli ve net hedefleri vardır; ikincisi, hedeflerine ulaşmak için kararlı ve yorulmaz olmuştur ve ona ulaşmak için hiçbir çabadan, gayretten ve hatta fedakârlıktan kaçınmamıştır. İnsani özelliklerinden biri sabır ve tahammüldür. Başarılı insanlar için başarısızlık önemli değildir. Aksine başarısızlığın sonucu önemlidir; ayrıca başarısızlık yeni bir deneyim veya olumlu ve yapıcı bir algı olarak kabul edilir. Hatta onlara göre her deneyim başlı başına bir başarı sayılır. Birçok başarılı insan, başarısızlıklarını büyük ve küçük zaferlere dönüştürmeyi başarmıştır. Dolayısıyla başarılı ve muzaffer olan insanlar, hedef sahibi olan, eyleme geçmede başarısızlıktan korkmayan ve her türlü başarısızlığı bir deneyim olarak kabul eden kişilerdir. Genel olarak başarı tesadüfi bir şey değildir; herkesin erişebileceği mantıklı yöntem ve yollar vardır ve herkes içindeki mucizevi ve hayret verici güçten yararlanarak hayatını eşsiz bir şahesere dönüştürebilir! Üstün ve başarılı insanlar, başarı için sabit bir yol izlerler. Başarılı sporcular için sadece pratik ve fiziksel bilimlerin bilgisi değil, aynı zamanda teorik ve bilimsel bilginin bilgisi de gerekli ve hayatidir; aksi takdirde asla doğru hedefe ulaşamazsınız.
Birinci adım: Hedeflerini belirlerler ve ne istediklerini bilirler ve arzu edilen sonucu da öngörürler.
İkinci adım: Eylemi gerçekleştirmektir. Bizi arzu edilen hedefe ulaştıracak pratik ve bilimsel adımlar atılmalıdır.
Üçüncü adım: Hedef yolunda kontroldür. Yaptığımız eylemler her zaman bizi istenen sonuca ulaştırmaz. Bu nedenle, eylemlerimizin sonuçlarını ve yansımalarını kontrol etmenin bir yolunu bulmak ve hedef yolunda ilerleyip ilerlemediğimizi anlamak? Ve yaptığımız işlerin bizi hedefe yaklaştırıp yaklaştırmadığını veya olduğumuz yerden uzaklaştırıp uzaklaştırmadığını anlamak? Eğer eylemlerin sonuçları ve kazanımları arzu edilen gibi değilse ve düşünürsek, eylemlerimiz ve davranışlarımız ne gibi sonuçlar doğurdu ve bize ne gibi deneyimler öğretti?
Dördüncü adım: Esneklik ve yolu düzeltme ve bizi istenen sonuca ulaştıracak davranış değişikliği için yumuşaklık yaratmaktır. Üstün insanlar birer örnek, başarısızlar ise başkaları için birer ibrettir. Başarılı insanlar bilirler ki hiç kimse annesinin karnından (kazanan) veya (kaybeden) olarak doğmaz; kazanmak veya kaybetmek kendi düşünce, eylem ve çabalarımızın sonucudur. Ve bilirler ki sadece eylem ve azimle hayallerini gerçeğe dönüştürebilirler. Ve bilirler ki hedef sahibi olmak, sorunları kolaylaştırır ve hayatı tatlı ve neşeli kılar. Ve bilirler ki eğer bir şey yapmak isterlerse mutlaka bir yol vardır. Ve bilirler ki eğer gerçekten inanırlarsa, yapabilirlerse, mutlaka yapabilirler ve başarılı olurlar!
Şimdi görelim, gerçek muzaffer sayılmak için hangi hedefleri takip etmeliyiz.
Çoğu insan, aniden talihin kapılarını çalmasını ve şans meleğinin ellerini tutmasını ve bir göz kırpmasıyla onlara (para ve servet, ün, şeref vb.) hediye etmesini umar!
Gerçek zafer, üstünlük ve erdemden başka bir şey değildir. Biz, beynimizi olumlu ve yapıcı düşüncelerle donattığımızda ve içimizde gizli olan sınırsız yeteneklerimizi kullanarak yapıcılık, topluma hizmet, insanlık ve insanların mutluluğu için ve başkalarına karşı iyi ve sevgi dolu davranışlarla adım attığımızda başarılı insan sayılırız. İşte bu koşullarda iç huzur ve mutluluk duygusu bizimdir. Eğer servet ve güç, yapıcılık, iyilikseverlik ve başkalarına yardım etme şevkiyle birleşmezse, insanın yıkımına yol açar.
(Tolstoy) der ki: Sadece kişisel çıkarın amaçlandığı bir hedef onurlu değildir. Ve asla hedefe ulaşmaz.
(Eflatun) der ki: Başkalarının mutluluğunu ve saadetini istemek en büyük mutluluktur ve kim başkalarının iyiliğini ve saadetini isterse, sonunda kendi saadetini de elde edecektir.
Hz. Muhammed'den (s.a.v.) bir mücevher söz: İnsanların en hayırlısı, başkalarına en faydalı olanıdır.
Öyleyse gelin mantıklı ve sağlam bir hedefimiz olsun ki hayat yolunda muzaffer ve başarılı olabilelim. Hedeflerimize ulaşmak için çaba gösterelim, başımız dik olsun.
Konfüçyüs der ki: Büyük adamlar kendilerine karşı katıdır, küçük adamlar ise başkalarına karşı.
Büyük bir ruha sahip olmak hiçbir şeye ihtiyaç duymaz; sadece biraz öz güven ve çaba ister. Dileğim o ki, bir gün dünyanın tüm kadınları ve erkekleri büyük, özgür, başı dik, başarılı ve muzaffer bir ruha sahip olsunlar.
Gelin ruhumuzu ve psikolojimizi, âlemlerin tek varlığına ibadetle arındıralım.
Gelin düşünce, ruh ve psikolojimizi farklı konsantrasyon ve zihinsel odaklanma yöntemleriyle hazırlayalım — ki farklı dillerde bunlara zen, dharana, murakabe, meditasyon denir veya basit bir dille söyleyeyim, tefekkür ve düşünce (ruhumuzu arındıralım).
Eğer bir dövüşçü hayatın tüm müsabaka alanlarında başarılı ve muzaffer olmak istiyorsa, işaret edeceğim noktalara çok dikkat etmelidir. Dövüş felsefesi şu demektir: Belirli bir hedefi ve programı olan kişi, günlük iki ila altı saat faydalı fiziksel ve bilimsel antrenman yapmalıdır; çünkü sadece fiziksel antrenman hiçbir işe yaramaz, aynı şekilde fiziksel antrenman olmadan bilimsel dersler de işe yaramaz. Başarılı olmak isteyen kişi, bir rehber olmadan adım atmamalıdır; çünkü Pir der ki: "Pirsiz gitme meyhaneye, her ne kadar zamanın İskender'i olsan da." Evet, bu kabul etmemiz gereken çok büyük bir gerçektir: Başarı ve zafer zirvelerine ulaşmada, bilgili, deneyimli ve âlim bir üstadın, yürekten seven birinin bize her zaman rehberlik ve yol göstermesi gerekir ki başımız dik ve onurlu olabilelim.
Eğer bir dövüşçünün (fighter) iki dakikalık bir müsabakası varsa, kendini dört ila altı dakikalık müsabakaya hazırlamalıdır; eğer iki dakikalık iki raundu varsa, kendini altı ila on dakikalık müsabakaya hazırlamalıdır; eğer üç raund müsabakası varsa, kendini on ila on dokuz dakikaya hazırlamalıdır ve bu şekilde bölümlendirmelidir.
Ruhsal, psikolojik, fiziksel ve teknik hazırlık olmadan asla amatör veya profesyonel müsabakaya çıkmayın; çünkü asla başarılı olamazsınız, aksine ruhsal, psikolojik ve bedensel olarak zarar görürsünüz ve çok acı bir hatıra bırakırsınız.
Bir dövüşçü için sadece antrenman, beslenme, bilgili ve yürekten seven bir üstad ve dövüş sanatları bilgisi vb. değil, aynı zamanda tüm dövüş ve bilimsel bilgi kuralları ve ilkeleri, taktik, teknik, zafer için çaba bütününü gerektirir.
Ve umuyorum ki siz değerli dostlarım her zaman muzaffer, başarılı, onurlu, başı dik ve öz güvenle hareket edersiniz.
İnsan, sahip olduklarının toplamı değildir;
aksine sahip olmadıklarının toplamıdır.
Ama sahip olabilir.
— Sartre
Bana öğretenlere ithaf edilmiştir.
Nader Asadollahi
İran, Tebriz
01/06/1376 (Hicri Şemsi)